پرینت

قابل توجه مسئولین بلند پایه فرهنگی , هنری و رسانه ای کشور

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . Posted in نامه های مدیر وبسایت کارآفرینها

Share this post

 محمدعلی اثنی عشری

بنام خالق علم وقلم

تاریخ: 7/2/94

                                                                                                                                          شماره: الف/120

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست             هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست                          خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 مخاطب نامه مسئولین بلند پایه فرهنگی , هنری و رسانه ای کشور  است که مورخ اردیبهشت ماه 1394 برای آنان , ارسال شد:

با سلام وعرض ادب واحترام                

 از آنجا که حضرتعالی از شخصیت های تاثیر گذار بر فرهنگ و تصمیم های فرهنگی و رسانه ای معاصر ایران می باشید، لازم دانستم دقایقی از اوقات شریف شما را گرفته پیشاپیش عذرخواهی نمایم.

چکیده سخن: ضرورت ایفای مدیریت بجای  تقابل با پدیده ها و تحولات فرهنگی  و رسانه ای داخلی و بین المللی 

نویسنده نامه: لازم به یاد آوری است که نویسنده این نامه از دلسوزان نظام  و با مشخصات زیر می باشد که :

 گهگاه مرحوم پدر و شش برادر در جبهه های دفاع مقدس بودیم و دو برادر،  شهید گردیده و سه برادر دیگر هم، جانباز و مصدوم دفاع مقدس هستند. البته غیر از حضور در جبهه، کلاً خانواده ما از سال 1343 یعنی حوادث مدرسه فیضیه و سخنرانی امام خمینی (ره) برعلیه کاپیتالاسیون تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و بخصوص من در حوادث مهمِ انقلاب نظیر اشغال سفارت آمریکا و انقلاب فرهنگی حضور فعال داشتم که کم و بیش مطلع هستید بنده همچون امثال حضرتعالی مخالف ولنگاریِ اجتماعی، فرهنگی و شیوع هر گونه فساد و تباهی در جامعه بخصوص دربین جوانان و دختران و پسران این مرز و بوم هستم و همواره دغدغه سونامی های مخرب فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی نظیر مواد مخدر، بی بند و باری و .... را داشته و دارم.

بستر سخن

-         استحضار دارند که دو مقوله «گذار از سنت به مدرنیزم» و «گسترش فضاهای رسانه ای» تقریباً در تمام کشورها اتفاق افتاده و در جریان است. در بعضی کشورهای پیشرفته و توسعه یافته این مقوله ها مدیریت شده و می شود و در برخی کشورها راه مقابله با تحولات فرهنگی و رسانه ای داخلی و پیرامونی را در پیش گرفتند و این گروه عموما نتایج مطلوب، بدست نیاورده اند .

قبل از پرداختن به موضوع، قابل ذکر است، بنده مصوبه نقشه مهندسی فرهنگی کشور که در تاریخ 8/3/1392 ابلاغ شده و در واقع حکم یک راهبرد جامع را دارد و معلوم است برای تهیه و تدوین آن زحمات بسیار زیادی کشیده شده، را مطالعه کرده و بنا دارم مجدداً حتی بین خطوط این سند بسیار مهم را بخوانم و به عنوان راهبردهای اساسی و مهم در طرحی که مدنظر است، بهره بیشتری گیرم.

در این باره سه سؤال مطرح است:

1- نقش حکومت و دولت، و حیطه اختیارات آنها در حوزه های پیش گفته («گذار از سنت به مدرنیزم» و «فضاهای رسانه ای») چیست؟

2- فهم و تفهیم تغییرات اجتماعی و فرهنگی و رسانه ای چگونه و با کیست؟

3- نقش و جایگاه خانواده، آموزش و پرورش و جامعه در این موضوع چقدر است؟ بهترین نوع موضع گیری کدام است؟

بدیهی است که هر یک از موارد فوق نیاز به تحقیق و مطالعه جدی دارد.

شرح مساله اول:

- سی و پنج سال است به طور جدی (از سال 1362) در پی توجیه و توضیح این سه مسئله بوده، و راه کار اصلیِ «مدیریت» بجای مقابله با تحولات شتابان فرهنگی و رسانه ای و یا به عبارتی مدیریت درقبال جنگ و ستیز  با گذار از سنت به مدرنیزم  را پیشه کرده ام، لکن هنوز به نتیجه ای نرسیده ام. در واقع کشمکش بین سنت و مدرنیزم و به عبارتی گذار از سنت به مدرنیزم در کشور ما مدیریت نشده و نمی شود و یا بر تحولات فرهنگی، هنری، ادبی، رسانه ای و امثالهم به نحو شایسته مدیریت نمی شود. بدیهی است راهکاری که از زمان سید جمال الدین اسد آبادی طی مبارزه با قاشق و چنگال شروع شد و تاکنون ادامه دارد، نتوانسته پاسخگو باشد و باید در تداوم این راه تجدیدنظر کرد .

- یکی از علل این مساله در انتصاب افرادی در پست های حساس فرهنگی نظیر فردی که سال 1362 در شورای نظارت بر صدا و سیما و عضو شورای طرح و برنامه و هم از اعضاء این شورا بود  و می گفت  غرب زده ها و التقاطی ها باید از تلویزیون بروند و آنها را راه ندهیم و فقط حزب الهی ها بیایند،  در توضیح اینکه غرب زده کیست؟ گفتند: که خیلی ساده است و با نشان دادن بند پیژامه شان گفتند آنهایی که مثل من زیر شلواری و یا پیژامه می پوشند، حزب الهی هستند؛ آنهایی که شلوارک می پوشند التقاطی و آنهایی که لباس زیرشلوارشان به سبک غربیها و خیلی کوتاه است غرب زده     می باشند؛ و ادامه دادند که اکثر آدمهایی که در جام جم می آیند التقاطی و غرب زده هستند و اصلاً نباید با اینها صحبت کرد و به جام جم راه داد. 

- ضمن اینکه جنابعالی به عنوان رئیس وقت شورای طرح و برنامه در جریان این موضوع هستید، مطلعید آقای محمد هاشمی رئیس صدا و سیمای وقت در جایی درد دل کرده بودند که هر وقت وارد اتاق ایشان می شدند وی با زیر شلواری روی زمین نشسته و مشغول رتق و فتق امور بوده اند و از این بابت بسیار گله و شکایت داشتند که آخر این چه بساطی است و با وجود این افراد پرنفوذ، سرنوشت جام جم و مسائل فرهنگی و رسانه ای جامعه به کجا ختم خواهد شد. نتیجه این نگرش ها که هم اکنون  نیز کم نیستند اینکه بعد از سی و چند سال علیرغم اینکه فقط در تهران حدود 73% مردم ماهواره دارند، باز با وجود  شکست خوردن پروژه (پخش پارازیت گسترده بر روی سیگنال های ماهواره ای با صدها اثر مخرب بر روح وجسم مردم)، دوباره آقایانی دنبال تهیه پول و ساختمان و امکانات فراوانی هستند تا با پدیده های جدید مثل هرآنچه که در ابزارهای نوین چت بر روی گوشی های موبایل است و هم  نسل جدید فرستنده ماهواره ای که قرار است حداکثر در دوسال آینده به کار گرفته شوند،  تقریباً 36 برابر قدرت سیگنال دهی ماهواره ها بیشتر شود و یا 36 برابر به زمین نزدیکتر میگردد، مقابله کنند. همان کاری که سالیان سال است، در این مملکت با هزینه های هنگفت در حال انجام است اما بی اثر!! توضیح اینکه بنده به خاطر اعتقادات اسلامی _ ایرانی معتقدم با روش های جنگ و مقابله آنهم با همه موارد، به جایی نخواهیم رسید آنگونه که در سی و چند سال گذشته و با صرف هزینه های هنگفت بجایی  نرسیده ایم.

- به طور یقین همانطور که می شود ناهنجاریهای اجتماعی، فرهنگی و رسانه ای را مدیریت کرد، با پدیده هایی مثل ماهواره، اینترنت (شبکه های اجتماعی) و تکنولوژی های اخیری که بر روی گوشی ها مثل line – wechat – viber – whatsApp و ... نیز که از ابزارهای مدرنیزم می باشند لاجرم می بایستی با این تحولات فرهنگی، ارتباطی و رسانه ای عصر ابر شتاب به گونه ای دیگر برخورد کرد، نه آنکه به جنگ و ستیز و فیلترینگ آن برخیزیم .

- ناگفته ها و نانوشته ها در این گونه موارد از نامه ای که خدمت امام (ره) نوشتم تا ملاقاتی که در محل حزب جمهوری اسلامی در سال 1359 با حضرت آیت الله خامنه ای داشتم و همچنین ملاقات هایی با رؤسای شورای سرپرستی صدا و سیما و مدیر عاملان وقت آن سازمان و افراد صاحب منصب در زمانهای مختلف، زیاد است که در فرصت مناسب عرض خواهد شد.

لازم به یادآوری و بعضاً تکراری است، براساس آمارها و اطلاعاتی که شنیده می شود:

1- حدود 73-75% مردم استان تهران ماهواره دارند و در اکثر شهرها و حتی بعضی از روستاها وضعیت به همین منوال است. توضیح اینکه با استفاده از فن آوری نانو، ماهواره هایی با وزن یک دهم کیلوگرم در جریان پرتاب است که قدرت سیگنال دهی را 36 برابر به سطح زمین نزدیک تر می کند و  حداکثر تا 2 سال آینده کل فضای جهان و ایران را خواهد گرفت و قطعاً دسترسی مردم به شبکه های ماهواره ای خیلی بیشتر و راحت تر خواهد شد.

2- آمار اعتیاد به مواد صنعتی و سنتی مخدر به گونه ای است که وزیر محترم کشور می گوید سرمایه در گردش مواد مخدر معادل دو سوم بودجه عمرانی کشور  است!! و سن گرایش به اعتیاد به پائین تر از 15 سال رسیده است.،

3- سن روسپیگری در مواردی به حدود 13 سال تنزل پیدا کرده است.

4- متوسط زمان تهیه مواد مخدر در شهرهای بزرگ مثل تهران حداکثر نیم ساعت است!!

5- شبانه نزدیک به یکصد و چهل کامیون مشروبات الکلی فقط در استان تهران تخلیه و توزیع می شود که این مقدار نسبت به سال 1388 تقریباً دو برابر شده است.

6- دزدی گوشی های موبایل، موتور سیکلت و خودرو آمار بالایی  دارد که متأسفانه به دلیل تعدد و تفاوت مراجع اعلام کننده از ذکر آن خودداری می شود.

7- پدیده ازدواج های سفید ( که من البته << همباشی سیاه نام نهاده ام>> )

7- قاچاق انسان و ...

8- در نامه ای که از جبهه خدمت امام (ره) نوشتم به شوخی و جدی توضیح  دادم که «بجای  اضافه کردن نمازخوان ها، مساجد را زیاد می کنیم».

علاوه بر موارد مذکور در فوق که جزو آسیب های فرهنگی و اجتماعی می باشند، درخصوص تجارت های غیر مشروع و غیر قانونی می دانیم که سرمایه درگردش آنها نسبت به تجارت های مشروع و قانونی اگر بیشتر نباشد کمتر نیست؛ کما اینکه در ماه گذشته وزیر محترم کشور فرمودند که گردش مالی مواد مخدر در ایران معادل  دو سوم بودجه عمرانی کشور می باشد. و همینطور متاسفانه حجم واردات غیرقانونی کالا و قاچاق کالا حدود 60% تولید ناخالص ملی است و سهم واردات قانونی و تولید داخلی حدود 40% می باشد.  وا مصیبتا و ایضاً چنین وضعیتی در کتاب و نشر، موسیقی و کلاً آثار فرهنگی، هنری و رسانه ای غیرمجاز، کم و بیش حاکم است!!

مطلب مهم دیگر اینکه بنده آسیب های اجتماعی را معلول می دانم و علت را باید در فرهنگ جامعه و تربیت افراد جستجو کرد. در حقیقت رفتار اجتماعی و فردی افراد، زائیده فرهنگ و تربیت آنان است. به عبارتی کلیه امور فرهنگی _ هنری شامل موسیقی، سینما، تئاتر، نشر، مطبوعات، جاذبه های گردشگری، و حتی هرآنچه که در بعضی مساجد و اماکن زیارتی اتفاق      می افتد و همچنین نقش هنرمندان چه پیشکسوتان در عرصه های گوناگون هنری (موسیقی – سینما و ... ) و چه هنرمندان و ورزشکاران جوان و محبوب کشور در ارتقاء سطح تربیتی و فرهنگی جامعه در بین جوانان عموماً چنان کارساز خواهد بود ، که بحث آن  در این مقال نمی گنجد.

v خیلی از کارشناسان علت بسیاری از این ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی را فقر و بیکاری یا کم کاری و درآمد ناچیز می دانند و این در حالی است که در کشورهایی مثل هندوستان و حتی کشورهای پیشرفته مثل آلمان، بیکاری و فقر و به عبارتی درآمد ناکافی و مسکن کوچک و ... وجود دارد اما آمار جرم و جنایت قطعا به این اندازه نیست. پس ناهنجاریها و آسیب های اجتماعی لزوماً زائیده فقر اقتصادیِ تنها   نمی باشد.

اینکه ما مسئولین امور اجتماعی و اداره کشور به ویژه وزارت کشور و نیروی انتظامی را تنها مسئول این فجایع بدانیم، کار منصفانه ای نیست.

v بودجه ها و  امکانات فرهنگی ما در طول سی و چند سال گذشته کم نبوده است!! نهادها، دستگاه های فرهنگی، مساجد و نظام روحانیت در کشور ضعیف و به لحاظ کمّی ناکافی نبوده است پس چرا اینهمه ناهنجاری فرهنگی و اجتماعی وجود دارد؟ به نظر می رسد موضوع، همان نداشتن اعتقاد عمومی و جمعی از مردم و مسئولین به مدیریت کارآمد بر تحولات فرهنگی، رسانه ای و اجتماعی می باشد.

در ملاقات 30 بهمن با حضرتعالی عرض شد که می تواند کاریکاتور شما روی یکی از پر تیراژترین روزنامه ها و یا مجلات دنیا باشد و یا اینکه تصویر و نوشته زیبایی از شما در بهترین موقعیت آن روزنامه ها و یا مجلات منتشر شود. فکر می کنید چگونه این امر میسر می گردد؟ چنانچه راه تعامل و مدیریت کارآمد بر تحولات فرهنگی- اجتماعی- رسانه ای و مطبوعاتی و احتمالاً قدری پول و لابی قدرتمند وجود داشته باشد، آنها (بعضی از رسانه ها و مطبوعات خارجی) قابل انعطافند و می توان از آنها بهره گرفت. شدنی است که در مجله تایمز لندن مقاله ای نوشته شود و تصویری مثلاً درخصوص اتفاقات مربوط به هشت سال دفاع مقدس منتشر گردد،.

نتیجه: به نظر می رسد بهترین راه برای گذار از سنت به مدرنیزم، تعامل و مدیریت بر تحولات فرهنگی،  اجتماعی و رسانه ای می باشد نه مقابله با همه آنها ؛

باید بجای مقابله و جنگ سخت افزاری،  به تولید  کالاهای فرهنگی  رده بالاتر پرداخت. چه بسیار هزینه های هنگفت و گزافی که صرف فیلترینگ و پارازیت ماهواره ای در چندین سال گذشته شده اما برابر با نتیجه آن نبوده است. راستی اگر چنانچه این هزینه های گزاف مصروف اندیشمندان، فرهیختگان و دانشمندان و فعالان غیر فرهنگی، هنری، رسانه ای و کالاهای فرهنگی و هنری خودی می گشت بهتر نبود؟!! در حالی که این نوع مبارزه به ویژه پخش پارازیت طبق گزارشی که اخیراً در دولت مطرح شده، سلامتی مردم را نیز نشانه می رود و ضرر دارد.

جنابعالی استحضار دارید که تحولات فرهنگی، اجتماعی خیلی کند و پیچیده است!! و درک نادرست از این پیچیدگی ها، ما را گرفتار خواهد کرد و به بیراهه خواهد کشاند. در مواردی تبلیغ ضد تبلیغ می شود!!

مثلاً هرآنچه که به اسم بی بند و باری در موسیقیِ مبتذل، مصرف مواد مخدر، روابط نامشروع، مد، لباس و دیگر مظاهر مدرنیزم  که با آنها بیشتر مبارزه شده روند فراگیر شدن آنها تندتر بوده است و خیلی سریعتر در بین مردم، جا افتاده و جامعه را گرفتار کرده است، اما مواردی که به نظر ساده می آیند مثل ذائقه مردم، دراین بخش، تحولات، خیلی کند و آرام انجام گرفته است، و هنوز در خانه ها و میهمانی ها، ذائقه مردم و حتی جوانان ما بسوی غذاهای سنتی است و تحولات در این حوزه بسیار کند بوده است. به همین جهت است که اینگونه مسائل، پیچیدگی های خاص خود را دارد ونمی توان کلاً با سنت و مدرنیزم و مظاهر و مصادیق آن برخورد واحدی داشت.

شرح مساله دوم:

در جریان مذاکرات لوزان سوئیس با 6 کشور صاحب قدرت جهان، تقریباً از همه هیأت ها و بخصوص هیأت مذاکره کننده ایرانی عبارت «فضاسازی رسانه ای» را زیاد شنیدیم. برداشت من این است که مدیریت کارآمد بر تحولات رسانه ای (شامل      ماهواره ها – پایگاه های خبری – روزنامه ها – مجلات و ...) و  داشتن راهبردها، روش ها و برنامه های جذاب و جالب از اوجب واجبات است.

  •  تصور بفرمایید چند روزی از مذاکرات و اعلام بیانیه لوزان سوئیس نگذشته، هنوز فضاسازی های رسانه ای برای سنگ اندازی های فراوان و منحرف کردن افکار عمومی و دولتمردان در جریان است و قاعدتاً معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد؟
  •  همانگونه که مقام معظم رهبری با مطرح کردن راهبرد «نرمش قهرمانانه» و به همراه آن دولت و تیم مذاکره کننده و حامیان آنها توانستند بر بخشی از مذاکرات مهم قرن، پیروز میدان شوند، به نظر می رسد خطر بحران سازی و جریان مداوم فرهنگی، هنری  و رسانه ای از اهمیت کمتری برخوردار نیست. هرچند ممکن است تمام آنچه را که در این بخش از مذاکرات داده ایم و هرآنچه را که گرفته ایم در مجموع مورد تأیید مقام معظم رهبری و برخی فرهیختگان و ناقدان نباشد.

پیشنهاد بنده همواره براین بوده و هست که «مدیریت کارآمد» بر جریانات شتابان فرهنگی، هنری و رسانه ای به جای «مقابله و ستیز» می باشد. قطعاً در این زمینه کارهایی انجام پذیرفته است اما ناکافی !!.

لذا همینجا اعلام می نمایم که حقیر، جهت نیل به اهداف مقدس مذکور در فوق و رفع مشکلات مطروحه که جزو معضلات و دغدغه های عظیم و به ظاهر غیر قابل حل دیروز و امروز و فردای مردم و دولت و مسئولین می باشد، علیرغم بضاعت ناچیز خود، مسئولیت «تدوین سند سیاست های مدیریت بجای جدال در عرصه فرهنگ رسانه ها»و پیگیری موارد پیش گفته را به عهده گیرم که صدالبته نحوه کار و چگونگی استفاده از اندیشمندان و فرهیختگان و دست اندرکاران، درصورت موافقت حضرتعالی باستحضار خواهد رسید. (قابل به ذکر است در جلسه سی ام بهمن 93 حضرتعالی هم به بنده فرمودید (در یک اتاق فکر) کار را در یکی از معاونت ها پس از استقرار، شروع کنم که در این مورد خاص هم مایلم حضورا با شما صحبت کنم)، البته اگر قابل باشم.

برادر عزیز، ما در زمان جنگ و دفاع مقدس، کار حسینی کردیم و الان بیش از پیش نوبت به کار زینبی است. لذا مستدعی است با شناختی که از شما بزرگوار در عرصه انقلاب، امور فرهنگی، هنر، سینما و امور اجتماعی و رسانه ای دارم و باتوجه به آرمان ها و اهداف گران سنگ انقلاب اسلامی که با موارد مذکور همسو می باشد، با مداقه و سعه صدر بیشتر موضوعات را مورد توجه قرار داده و کمک بفرمایید تا نتیجه ای درخور انقلاب اسلامی و مردم ایران حاصل گردد.

(ضمناً در جریان ملاقات گرم و صمیمانه ای که بیش از یک ساعت با جناب دکتر غلامعلی حداد عادل داشتم، جهت اطلاع موضوعات مطروحه را توضیح دادم و فرازهایی از مکتوب حاضر را تقدیم و تحویل نمودم. همچنین مطالب بیشتری را شفاهاً (تلفنی)خدمت جناب آقای مهندس حسین محمدی، معاون بررسی دفتر مقام معظم رهبری توضیح داده و بخشهایی از این نامه را جهت اطلاع برای جناب ایشان فرستادم تا درصورت صلاحدید و ضرورت برای نهادهای فرهنگی، هنری تحت امر مقام رهبری و دفتر ایشان، ارسال و آن پایگاه ها را نیز توجیه کنند. آقای مهندس محمدی بیش از سی سال است با این نوع راهکارهای من (البته دورادور) آشنایی دارند. که این آشنایی، دلیل بر همسویی و هم عقیده بودن ایشان با من در همه موارد فرهنگی، اجتماعی و رسانه ای نبوده و این موضوع غیرطبیعی هم نیست.

نتیجه نهایی:

پیشنهاد رویکرد  تولید و مدیریت کارآمد فرهنگی، هنری و رسانه ای با شناخت آثار مثبت و منفی ناشی از تداخل فرهنگی، هنری بجای مبارزه ، جنگ و ستیز با آنها.

درخواست نهایی:

استدعا دارد اجازه دهید در این راستا مطالعاتی جدی صورت گرفته  و نتایج  واقعی و بی پرده و بسیار شفاف در اختیار افراد صاحب نظر چون جنابعالی قرار گیرد تا بتوان در راستای مدیریت، بجای مقابله، گام هایی برداشت.  برای چنین تحقیق هایی  در خدمتگذاری آماده ام. ضمنا تقاضا دارم دستور فرمایید  ترتیبی اتخاذ گردد تا در فرصت مناسب حضوراً خدمت برسم.

ناگفته ها و نانوشته ها در این زمینه ها فراوان است که ذکر آنها در این مجال نمی گنجد. مجدداً از اینکه بیش از اندازه مصدع اوقات شریف شدم عذر خواهی نموده که دلیل آنهم دلسوزی و دلواپسی از سر احساس مسئولیت نسبت به نظام و مردم میباشد.

             و من الله التوفیق

          محمدعلی  اثنی عشری

تلفن تماس : 09122403673 09352783491 - 22548982

نشانی وبسایتها: www.karafarinha.com

                     www.pyshraft.ir

                     www.esnaashary.com

 ایمیل: pzasna@gmail.com

 

Share this post