«رقم، رمق می خواهد»

(میرزا تقی خان امیرکبیر 1222-1268 هجری قمری)

دویست و یازدهمین سال تولد بزرگ طلایه دار صنعت ایران گرامی باد.

مردی که واردات کالاهای خارجی که از اواسط صفویه بازارهای ایران را اشباع کرده بودند، در زمان او به نصف تقلیل یافت و درآمدهای ایران در اواخر کار او تا 5 برابر افزایش یافت. ایران در زمان امیر کبیر موفق شد برای اولین بار حضوری درخور توجه در نمایشگاه بین المللی کالا که در انگلیس برگزار شده بود، پیدا کند و کالاهای صنعتی تولید ایران را که همگی در زمان امیر پا گرفته بودند، معرفی کند. 

این مَثَل یادگار اوست که «رقم، رمق می خواهد»

برای مطالعه زندگی نامه امیر, اینجا کلیک کنید

{mp4}amir-1{/mp4}

میرزاکوچک خان

                                      ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند...

 اودر نامه ای خطاب به دوستش ( میرآقا عربانی ) مینوسد: 

نا پایدار بودند , به راه مقدسشان دل نبستند و عهد شکستند, ...  ما هیچ قدمی جز در راه خدا و حفظ جان و مال و ناموس خلق او بر نداشتیم. ... در مرگ عزیزانمان گریستیم , خون دلها خوردیم و دم نیاوردیم ولی آقای من افسوس می خورم که مردم ایران , مرده پرستند و هنوز قدر این جماعت را نشناختند ولی بعد ازمحو ما آیندگان خواهند فهمید که ما که بودیم, چه می خواستیم و چه کردیم ...

کوچک جنگلی

مقالات و مطالب عمومی

پرینت

دخل و خرج خانوارهای ایرانی نمی‌خواند

نوشته شده توسط karafarinha on . Posted in مقالات و مطالب عمومی

مرکز آمار ایران: دخل و خرج خانوارهای ایرانی نمی‌خواند

براساس آمار منتشر شده توسط مركز آمار ايران هر خانواده ايرانى در ماه به طور متوسط حداقل ۶۰ هزار تومان كسرى درآمد دارد. درآمد يك خانوار شهرى در سال ۸۹ به ميزان حداقل ۶ و حداكثر ۱۶ميليون تومان و درآمد يك خانوار روستايى نيز حداقل ۴.۸ و حداكثر ۱۱.۶ ميليون تومان اعلام شد.
مهر: بررسى جديدترين گزارش مركز آمار ايران از وضعيت هزينه و درآمد خانوارهاى شهرى در سال ۸۹ نشان مى دهد كه متوسط افراد شاغل خانوارهاى نمونه گيرى شده ۰.۹۹ نفر و متوسط تعداد افراد داراى درآمد ۱.۴۱ نفر بوده است.همچنين خانوارهاى با يك نفر شاغل با سهم ۵۷.۴۹ درصد از كل خانوارهاى نمونه بيشترين و خانوارهاى داراى ۵ نفر شاغل و بيشتر با ۰.۲۷درصد كمترين تعداد خانوارها را به خود اختصاص داده اند. همچنين ۲۴.۳۹ درصد از خانوارها نيز بدون فرد شاغل بوده است.
۶۶.۳۴ درصد از كل سرپرستان خانوار بررسى شده در سال ۸۹ شاغل و ۱.۸۸ درصد نيز بيكار بوده اند. همچنين ۲۹.۷۹ درصد درآمد بدون كار داشته اند، ۰.۱۴ درصد محصل و ۰.۸۴ درصد نيز خانه دار بوده اند.در مقايسه با آمار سال ۸۸ تفاوت هايى در اين بخش وجود دارد به نحوى كه ۶۷.۵۸ درصد از سرپرستان خانوار در سال ۸۸ شاغل و ۲.۶۸ درصد بيكار بوده اند. همچنين ۲۷.۷۱ درصد در اين سال درآمد بدون كار داشته اند و ۰.۱۹ درصد محصل و ۰.۷۸ درصد هم خانه دار بودند.

{jcomments on}    

پرینت

حیات اقتصادی ایرانیان در دوره‌ی مشروطه

نوشته شده توسط سمیه توحیدلو on . Posted in مقالات و مطالب عمومی

حیات اقتصادی ایرانیان در دوره‌ی مشروطه

بعد از دفاع علاقمند بودم که در ابتدا درباره‌ی پایان‌نامه بنویسم. به دلائل مختلف مدام این نوشتن به تأخیر می‌افتاد. یکی از دلائل هم چگونه نوشتن از کاری بود که نزدیک دو سال درگیر آن بوده‌ام و ماحصل کار پانصد صفحه‌ای است که نسبت به آن احساس تعلق دارم. همین مشکل را برای ارائه در جلسه‌ی دفاع داشتم. اینکه یافته‌هایی را که مانند بچه‌هایت دوست می‌داری پشت در بگذاری چرا که زمان و شرایط اجازه‌ی ارائه‌ی آن را نمی‌دهند مشکل بزرگی بود. اما همانطور که در ارائه نیز مجبور به حذف بخش زیادی از کار شدم، تصمیم گرفتم همان مطالب ارائه شده در جلسه‌ی دفاع را دوباره بنویسم و در کنار پاورپوینت کار در وبلاگ بگذارم. شاید این خلاصه‌ی مثله شده پاسخگوی دوستان و بزرگوارانی که از سر لطف جویای اصل کار بودند و تقاضای مطالعه‌ی آن را داشتند، نباشد. اما امید دارم به عنوان پیش‌درآمدی بر اصل کار پذیرفته شود. مقالات و نوشته‌هایی درباره‌ی کار در آینده به چاپ خواهد رسید که بخشی از آنها آماده و منتظر چاپ است و بخش دیگر را نیز در صدد آماده کردن هستم. درگیری این روزهایم نیز به نوعی آماده کردن کار به شکلی درخور برای ارائه است.

{jcomments on}

پرینت

برادران خیامی بنیانگذار ایران ناسیونال و پیکان در ایران

نوشته شده توسط ارسال شده توسط جواد گلچین فر on . Posted in مقالات و مطالب عمومی

بطور قطع و یقین نام برادران خیامی برگی رنگین از تاریخ کارآفرینان ایران را بخود اختصاص داده است.در سال 1303 خورشیدی در خانواده سید علی اکبر خیامی، مرد روحانی مشهدی، که همیشه شال سبزی به سر می‌بست پسری به دنیا آمد که نامش را احمد گذاشتند. سید علی اکبر از هفت سالگی احمد را به مدرسه فرستاد به این امید که درس بخواند و طبق سنت آن روزگار، کارمند دولت و حقوق بگیر شود امّا احمد عاشق کارهای صنعتی به خصوص سر و کلّه زدن با اتومبیل بود. همین که از مدرسه بیرون می‌آمد یک لُنگ می‌گرفت و به شست و شوی اتومبیل‌های کوچه خیابانها می‌پرداخت و با به دست آوردن پول از این راه به بودجه خانواده کمک می‌کرد.