پرینت

رابطه بین اشتغال - کارآفرینی و توسعه ملی

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . Posted in کارآفرینی, اشتغال و توسعه ملی

Share this post

 اشتغال, کارآفرینی و توسعه ملی

برای آنکه بتوانیم بهتر درک کنیم که کارآفرینی چگونه به اشتغال منتهی می شود و این دو، چه ارتباط متقابلی با یکدیگر دارند، می بایست نگاهی بیاندازیم به یکی از غیر رایج ترین و درعین حال، دقیق ترین تعاریف کارآفرینی:

کارآفرینی عبارتست از ایجاد و راه اندازی یک فعالیت/مؤسسه اقتصادی برای کسب و کار/ تولید ثروت

توجه داشته باشید :                برای کسب ثروت، و نه درآمد

                                           و برای تولید ثروت، و نه اشتغال

کارآفرینی واقعی هرگز به دنبال ایجاد اشتغال نیست و تنها هدف اصلی خود را که همانا دستیابی به ثروت است دنبال می کند. اشتغال تنها یکی از محصولات جنبی پدیده کارآفرینی می باشد.

اما همین حاصل جنبی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم صورت می پذیرد:

                                    مستقیم به معنای کوتاه مدت و دارای تأثیر محدود و محلی

                                    غیر مستقیم به معنای بلندمدت و دارای تأثیر جامع و فراگیر

هنگامی که فرد کارآفرینی یک بنگاه اقتصادی را پایه ریزی یا راه اندازی می کند، از آنجایی که معمولاً چنین مؤسساتی اعم از شرکتها و کارخانجات، به پرسنلی بیش از دو نفر نیازمندند و فرد کارآفرین نیز معمولاً خود در مؤسسه ای که ایجاد کرده مشغول به کار نمی شود (زیرا اصولاً و ذاتاً خود را بالاتر از این حرفها می داند که بخواهد فعالیت در مؤسسه ای را که خود ایجاد کرده پیشه خود سازد و عموماً به محض آنکه گردش کاری مؤسسه را نظم و قاعده بخشید و یا اداره آن را به فرد کاردان و قابل اعتمادی سپرد، به دنبال هدف اصلی خود می رود که همانا کسب و تولید ثروت است، آن هم با استفاده از ابزاری مؤثر و چند منظوره به نام بنگاه اقتصادی و بدین  ترتیب، روند  ایجاد فعالیتهای اقتصادی جدید برای وی همچناان ادامه می یابد) لزوماً تعدادی فرصت شغلی پدیدار می شود که همانا تأثیر مستقیم (کوتاه مدت و محدود) پدیده کارآفرینی بر امر اشتغال می باشد.{jcomments on}  

 

 اما برای درک هرچه بهتر تأثیر غیرمستقیم کارآفرینی ناچاریم آن را از منظر نرخ رشد اقتصاد ملی نگاه کنیم که دارای دو شاخص عمده تولید ناخالص داخلی و اشتغال می باشد.

عمده ترین عامل رشد اقتصاد ملی، مؤسسات بزرگ و تثبیت شده ای می باشند که از آنان با عنوان «اقتصاد اولیه» یا «پایه» نام می بریم. مؤسسات متوسط، کوچک و خیلی کوچک (اقتصاد ثانویه) در اولویت بعدی قرار می گیرند. مؤسسات اقتصادی بزرگ به عنوان نمایندگان ملی در بازار و تجارت بین المللی حضور مؤثر و اساسی دارند و همچنان که این مؤسسات (در فضای مناسب و مساعد) رشد کرده و گسترش می یابند، میزان قابل توجهی از تقاضا را برای کالاها و خدمات، در اقتصادهای ملی و داخلی و حتی برون مرزی ایجاد می کنند که به نوبه خود به رشد اقتصاد ملی می انجامد. این افزایش تقاضا، موقعیتها و فرصتهای بازار را برای بسیاری از مؤسسات متوسط، کوچک و بسیار کوچکی فراهم می آورند که سنگ بنای اولیه آنان را یک فرد کارآفرین گذاشته است. مؤسساتی که ممکن است روزی خود به مؤسسه بزرگ و تثبیت شده ای مبدل شوند. مؤسساتی که با رشد و گسترش روزافزون خود، فرصتهای شغلی متعدد بی شماری را در سطح کلان و فراگیر ملی به وجود خواهند آورد و تأثیر غیر مستقیم (بلندمدت و جامع) پدیده کارآفرینی را بر امر اشتغال هرچه بیشتر عیان خواهند ساخت.

Share this post