مقاله ها

پرینت

آیا می شود بدون سرمایه، کسب و کاری را شروع کرد؟

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . Posted in بدون مجموعه

Share this post

محمدعلی اثنی عشری

(قسمت اول)

آقای لستر تارو در کتاب جهانی شدن ادعای بجایی دارند که انسان امروز با چیزی بیش از 5000 موضوع سر و کار دارد. در واقع این عدد و رقم گویای مسئله مهمی در جوامع امروز و برای پژوهشگران و مدیران هر کشور و شهری مطرح است. حتی برای اداره زندگی شخصی حائز اهمیت است. از طرفی کشور ما در حال گذار از سنت به مدرنیزم است، در واقع در دوران سنت، هرگز انسانها با این تعداد مسئله مواجه نبودند چه در روستا که عمدتاً کشاورزی و دامداری بوده و چه در شهرها که پیشه وران وصنعتگران سنتی بودند. منظورم از زندگی سنتی و دوران سنتی در اینجا قبل از اختراع برق و مخابرات و درواقع قبل از شروع چهار انقلاب بزرگ صنعتی، فناوری و اخیراً بیوتکنولوژی می باشد.{jcomments on}

 

در واقع مسائل انسانها در دوران زندگی سنتی یعنی روزگاران بدون ماشین، برق، مخابرات و عمدتاً تکنولوژی، خیلی خیلی کمتر بوده است و به عبارتی هر کس توان و امکان کارِ فیزیکی یَدی داشت نیروی کار حساب می شد و می توانست شغلی داشته باشد. در واقع با کمی فکر و نبوغ کارها انجام می شد. حتی درخلق عجایب هفت گانه جهان (اهرام مصر – تاج محل هندوستان و ...). اما از زمانیکه انقلاب های صنعتی و IT و اخیراً بیوتکنولوژی آغاز شده است، ایجاد تنوع محصول و خدمات روزبه روز و لحظه به لحظه شتابان درحال گسترش است.

بنده فکر می کنم چنانچه دقیق تر و عمیق تر به مسائل و جهان پیرامون خود بنگریم، حتماً بشریت با موارد بیشتری از 5000 مسئله مواجه است.

قبلاً توضیح دادم که کشور ما در جریان گذار از سنت به مدرنیزم است و متأسفانه موضوع هم مدیریت نشد و نمی شود!! و مدیریت نکردن این مطلب یعنی گذار از سنت به مدرنیزم در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، صنعتی، معدنی، تکنولوژی و ... دهها و دهها مشکل برای مردم و دولت ایجاد کرده است.

غرض از توضیحات مذکور این است که به تعداد آدم های روی کره زمین و مغزهایی که دارند برای نگاه کردن به موضوع و مسئله ای، نقطه نظر و دیدگاه وجود دارد، اما براساس مطالعات و تحقیقاتی که حقیر داشته ام متوسط تا 10% از جمعیت و نیروی کار جهان حاضر و قادرند به تحول، تغییر، نوآوری و خلاقیت بیاندیشند که ما به این حدود 10% کارآفرین می گوئیم و 90% باقیماندۀ جمعیت و نیروی کارِ دنیا را کارپذیر می نامیم.

شما چنانچه جزو آن ده درصد باشید، قطعاً و بدون شک می توانید بدون سرمایه و با اتکاء به خلاقیت ها، نوآوری و نبوغ خویش هم برای خود و هم برای دیگران شغل و کار ایجاد نمائید و اگر کارپذیر باشید علی القاعده می بایستی با یک کارآفرین همکاری کرده و علائق، توانمندی، خلاقیت و اهداف خود را مطرح کرده تا به نتیجه برسید. ضمناً به یاد داشته باشید سماجت و پیگیر و جدی بودن در دنبال کردن اهداف برای کارپذیران و کارآفرینان موفق ازجمله خصلتهای اصلی و اساسی است. هرچند در توضیحاتی که بعداً خواهم داد متوجه خواهید شد که وجود افراد کارآفرین و دارای نبوغ و ذهن خلاق و نوآور در یک کشور یا شهر، کافی نیست لکن شرایط اجتماعی، فرهنگ عمومی، قوانین موجود، سنتها و مدیریت کشور و بسیاری عوامل دیگر در رشد و بالندگی افراد کارآفرین و یا  ایجاد موانع برای آنها مؤثر خواهند بود.

در سفری که در آفریقای جنوبی و نامیبیا بودم، روزی با سفیر کشورمان به یک سوپر مارکت بزرگ  در شهر ویندهوک، مرکز نامیبیا رفتم. بر سر یخچالی که ایستاده بودم دهها نوع کره و پنیر بود که تقریباً 20 دقیقه طول کشید تا تمام آنها را نگاه کنم!! ماده اصلی پنیر و کره همه جای دنیا شیر بوده و هست اما چرا  در کشوری و شهری باید مثلاً 20 نوع کره و 30 نوع پنیر وجود داشته باشد (کم چرب، پرچرب، با چربی متوسط، مخلوط با آرد بادام، مخلوط با آرد نارگیل و ... و ...) و جالب است که جداً ملموس بود که برای تمامی افرادی که برای خرید پنیر و کره مراجعه می کردند و ذائقه های مختلف، پنیر و کره مورد دلخواه را انتخاب می کردند و اگر این تنوع محصول بیشتر از این هم می بود مسلماً باز هم افرادی بودند که آن پنیر و یا کره را انتخاب کنند. همچنین این موضوع در لباس، اتومبیل، خودکار و قلم، انواع دفترچه و ... صدق می کند.

اگر شما بتوانید به سبزی فروش محل بقبولانید که با ایجاد تغییراتی در چیدمان و ایجاد تنوع در محصول و فروشگاه خود می تواند فروش و بالتبع سود خود را مثلاً دو برابر کند و درصدی از آن را به صاحب ایده و طرح بدهد حتماً انسان موفقی خواهید بود اما متأسفانه بدلیل اینکه انسانها در برابر تغییر مقاومت نشان می دهند تقریباً این کار شدنی نیست.

من متأسفم که حتی در ارگان ها و سازمان های دولتی ما همچنان در مقابل تغییر، نوآوری و خلاقیت مقاومت می شود. بنده خودم درخصوص دهها موضوع و مسئله ملی، طرح ها و راهکارهایی دارم که بدون اینکه دولت دیناری هزینه کند، می توان درآمدهای هنگفتی برای کشور و شهرها ایجاد کرد و در  مواردی هم به مسئولین ذیربط، مسائل را منتقل کرده ام اما مایل به همراهی و همکاری نیستند!! (البته در زمان ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی بنده طرحهایی را به دولت تقدیم کردم که به واسطه آن حدود 70 مصوبه هیئت وزیران و پیش نویس چند لایحه برای مجلس جهت روان سازی کسب و کار و تجارت  را منجر شد) در واقع با همان مسئله مهمِ گذار از سنت به مدرنیزم مواجه هستیم. از مختصات سنتی زیستن و سنتی اندیشیدن این است در مقابل تغییر مقاومت شود. حالا تصور کنید اصولاً انسانها ذاتاً در مقابل تغییر مقاوم هستند و ما بخواهیم برای نوآوری و آوردن پدیده ای نو که کار را برای مردم هموارتر می کند نیز با مخالفت و مقاومت آنها مواجه شویم.

قبلاً توضیح دادم اهالی دانش، نبوغ و خلاقیت دارای هر مهارت و تحصیلاتی که باشند، می توانند برای اصحاب صنعت و کسب و پیشه و تجارت و حتی خدمات، طرح ها و راهکارهایی برای کم شدن هزینه ها – بالا بردن کیفیت محصول – سرعت تولید محصول و خدمات، ارائه دهند اما احساس می شود همان مقاومتی که در سیستم های دولتی وجود دارد، در کسب و کارهای خصوصی هم وجود دارد چرا که انسان ذاتاً از تغییر خوشش نمی آید.

بد نیست مثالی بزنم: دوستان ما حدود 20 سال پیش تلاش می کردند به وزارت خانه ها و ادارت بقبولانند که در روشنائی به صرفه است که از لامپ های کم مصرف و طول عمر بیشتری هم دارد، بجای لامپ های رشته ای معمولی و قدیمی که هم عمر کوتاهی دارند و هم مصرف زیاد، استفاده شود. تقریباً با حساب و عدد و رقم هم به مسئولین اثبات می کردند که هزینه برق مصرفی آنها کمتر از نصف خواهد شد اما مدتها مقاومت می کردند.

اگر اشتباه نکنم جناب آقای عرب (مردی شریف و قدرتمند) که معاون مالی و اداری وزارت امور خارجه بودند، با این طرح موافقت کردند مشروط براینکه هزینه تأمین لامپ های کم مصرف با خود دوستان باشد و اگر واقعاً هزینه مصرفی برق به نصف کاهش یافت و در قبض برق وزارتخانه مشهود بود، آن وقت که البته پس از چند ماه با دوستان تسویه کنند و همینطور هم شد.

تصور کنید در اثر آن اقدام منطقی و بجا، از نزدیک به 20 سال پیش، قبوض برق وزارت خارجه کمتر از نصف مبلغ پرداخت می شود و این مثال عملی را زدم تا متوجه شوید در هر جا و هر کسب و کار و اداره و سازمانی می شود طرح هایی از این دست ارائه و منافع آن را هم برای خود و هم برای صاحبان آن کسب و کار و صنعت ایجاد کرد.

بنابراین چنانچه با این نگرش به موضوع به پیش بروید و از مقاومت ها و سنگ اندازی ها نهراسید، علی القاعده بدون درگیر کردن سرمایه می توانید طرحهای بهینه سازی در همه زمینه ها را مطرح و دنبال کنید.

برای توضیحات تکمیلی و ذکر مصداق ها و مثال های متعدد می توانید تلفنی تماس بگیرید تا حسب مورد راهنمایی شود.

آیا با 20 میلیون تومان می شود کسب و کاری را در ایران راه اندازی کرد و آن چیست؟

 

(قسمت اول)

و اما در مورد دوستی که مرقوم فرموده بودید حدود 20 میلیون تومان سرمایه دارد و چگونه می تواند در کسب و کاری آن را بکار گیرد و سود مناسبی ببرد. باید عرض کنم متأسفم که علی رغم وجود کارهای بسیاری که با همین مبلغ می شود انجام داد، بلحاظ وجود دهها مشکل برای راه اندازی کسب و کار و خدمات از ارائه پیشنهاد در این حوزه وسیع خودداری می کنم و فقط به یک پیشنهاد تقریباً سنتی یعنی صنعت ساختمان یا همان بساز و بفروشی اکتفا می شود.

توضیح اینکه برخلاف تصور و دیدگاه خیلی ها در مورد کسانی که کار شریف ساخت و ساز را که مستقیم و غیر مستقیم حدود 6000 شغل را به خود اختصاص می دهد، کار مناسبی نمی دانند و از کسانی که در این کار هستند به نیکی یاد نمی کنند لکن ما براساس اطلاعات و تحقیقاتی که انجام دادیم یکی از مهمترین راه های برون رفت از مشکلات رکود و رکود تورمی، به راه انداختن صنعت ساخت و ساز اعم از مسکن، راه، پروژه های عمرانی، فرودگاه ها و امثالهم است. کما اینکه درست همین تفکر و دیدگاه بعد از جنگ جهانی دوم، اقتصاد کشور بزرگ آمریکا که در واقع یک قاره می باشد را نجات داد و شرکت های خصوصی با نظارت دولت، منابع داخلی را از طریق انتشار اوراق مشارکت و منابع خارجی را از طریق جذب سرمایه گذاری خارجی تأمین کرده و پروژه های عمرانی فراوانی را کلید زدند و در واقع شروع پیشرفت جهشی اقتصاد آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم اقدامات فوق بود.

چنانچه این دوست شما با نگرش به اینکه ممکن است دو سه ساله به پول و سودشان نرسند و صبر و تحمل کافی را نداشته باشند، بهتر است یکی  دو نفر مثل خودشان را پیدا کرده در جائی که امکان خرید 200 متر زمین البته قابل ساخت و ساز و یا خانه کلنگی را خریداری کرده و کم کم بسازند. اخیراً هم دولت تا حدود 20 میلیون تومان وام مسکن (درشهرهای کوچک) برای هر واحد مسکونی می پردازد. بعبارتی دولت برای سه طبقه آپارتمان حدود 60 میلیون تومان پرداخت می کند و بقیه پول زمین و ساختن تا مرحله وام را هم دوستان شما تقبل کنند و این کار را شروع نمایند. حتماً سود خوبی خواهند برد.

مطلب را با ذکر خاطره و مطلبی مرتبط با موضوع تمام می کنم.

در همان سفری که به افریقای جنوبی داشتم به تبعیدگاه رضا شاه در جزیره موریس اطراف شهر ژوهانسبورگ مرکز آفریقای جنوبی رفتم. از روی کنجکاوی از فردی از اوضاع و احوال رضاشاه در زمان تبعیدش سئوال کردم. او هم از یکی از همراهان رضا خان شنیده بود که وی در پاسخ این سئوال که به نظر شما چرا اقتصاد ایران رو به راه نمی شود، گفته بود « تامادام که تاجر و بازرگان و صاحبان کسب و کار ما در ایران دنبال این هستند که صبح یک ریال بیاورند و شب آن یک ریال را با سودش ببرند، اقتصاد ایران درست نمی شود».

این که توضیح دادم دوستان اگر می خواهند وارد کار ساخت و سازی ولو کوچک و نُقلی بشوند، باید بدانند ممکن است فقط فروش یک آپارتمان آماده و نوساز به رکود بخورد و 2 سال معطل بشوند. اما حتماً سود خواهند برد.

ادامه دارد ...

Share this post