مقاله ها

پرینت

ایجاد ثروت توسط مردم و هدر دادن آن توسط دولتها!!

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . Posted in بدون مجموعه

Share this post

محمدعلی اثنی عشری-مشاور پیشین وزیر کار, در امور کارآفرینی

وزیر علوم: «سالانه 150 هزار نخبه از کشورخارج می شوند و بدان معناست که در سال 150 میلیارد دلار به کشورهایی که این گروه می روند، کمک می شود»!!

هرچند احتمالاً این عدد و رقم مثل بسیاری از آمارها در کشور نمی تواند دقیق باشد، لکن هرچه هست قابل تعمق و بررسی می باشد که در این یادداشت از چند منظر به آن می پردازیم:{jcomments on}  

 

1- در بیش از سی سال گذشته یک خصوصیت بارز و مهم مردم ایران، ممتاز و درخور تحسین است اما با کمال تأسف عدم وجود سازمان های مردم نهاد و ضعف دولت در مدیریت موضوع دانش آموختگان و عوامل دیگر، کم کم ممکن است این خصوصیت بارز مردم را خدشه دار کند. جالب است ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران چند روز قبل در دیدار با جمعی از فرهیختگان دانشگاهی گفتند: در هیچ کشوری این قدر دکترا نداریم و ایران خیلی بیشتر از حد نیاز، دانش آموخته دوره دکترا دارد و در همان سخنان اشاره کردند به اینکه باید جهانی دید و جهانی فکر کرد اما باید بومی و ملی عمل کرد. به نظر می رسد این دو مطلب متضاد است که در ادامه به آن اشاره می شود.

به دنبال توضیحات ارزش آفرینی ایرانیان و به نوعی ایجاد ثروت در حوزه تربیت نیروی انسانی این نکته مهم است که علی رغم وجود مشکلات فراوان در تأمین هزینه های تحصیل از ابتدایی تا دانشگاه، خوشبختانه بسیاری از مردم از سفره و هزینه های ضروری خود کم می کنند اما نمی گذارند فرزندان خود حتی تا مقاطع تحصیلات عالی دچار استیصال و مشکل بشوند.

اینکه ما در منطقه و حتی دنیا با شتاب تندی در سی سال گذشته به تحصیل و پیشرفت علمی توجه داشته ایم، تقریباً تردیدی نیست و چنانچه رسیدن دانش آموز و دانشجویی به مقاطع آموزش عالی شامل کارشناسی (لیسانس و بالاتر) را تولید ثروت آنهم از نوع بهترین و پاک ترین ثروت ها بدانیم بی راه نگفته ایم. مردم قبل از پیشتر از سی سال گذشته حتی برای بردن فرزندانشان به مدرسه در برخی از نقاط کشور متوسل به زور هم می شدند.

یادم هست در دوره ورود ما به مدرسه ابتدایی یعنی حدود سال 1342 به زور از ده نفر بچه های محل، فقط 5 نفر به مدرسه می آمدند و چنانچه بر فرض دو کلاس 50 نفره اول ابتدایی داشتیم تا رسیدن به پایان مقطع ابتدائی و اخذ گواهینامه مربوطه شاید 50 نفر یعنی 50% فارغ التحصیل می شدند. یعنی ریزش می کردند و به کارخانجات یا مشاغل کشاورزی و پیشه وری هدایت می شدند و تقریباً 50% و یا کمتر به مقطع اول دبیرستان می آمدند. حتی در بعضی مناطق کشور این درصد خیلی پایین تر بود. مثلاً در منطقه ما یادم هست تقریباً 10 تا 20 درصد از کسانیکه در مقطع ابتدایی وارد می شدند به مقطع اول دبیرستان می رفتند. و کسانیکه دیپلم می گرفتند نزدیک به 5 درصد از کسانی بودند که با هم وارد کلاس اول ابتدایی شده بودیم. و از جماعتی که از دهها شهر و روستای کوچک اطراف اصفهان به یک دبیرستان می آمدند، گهگاه حتی یک نفر هم به دانشگاه و آموزش عالی نمی رفت. اما در شهرهای بزرگ مثل اصفهان – شیراز و تهران اینگونه نبود.بعبارتی از تعداد دانش آموزانی که از اطراف یا خود شهرِ اصفهان به دوره دوم دبیرستان وارد می شدند بطور متوسط و سرجمع یک یا دو نفر وارد دانشگاه و مقطع آموزش عالی می شدند...

بگذریم این صحبت ها مربوط به سالهای 1342 تا 1354 است. اما از اواخر سال 1356 به تدریج تب و تاب رفتن بچه ها به مدرسه بالا گرفت و آنها با شوق و ذوق و امید به مدرسه وارد می شدند و دیگر نیازی به کشاندن آنها با توسل به زور و تهدید سر کلاس نبود. بلکه برعکس، این فرزندان بودند که خانواده ها را به همراهی و تأمین هزینه های تحصیل وادار می کردند.

عرض بنده این است که به سادگی به نقطه فعلی نرسیدیم که تب و تاب تحصیل و رسیدن به مدارج عالی علمی در کشور ایجاد شود !!

2- توضیحات مندرج در بند یک این یادداشت را عرض کردم تا بگویم رسیدن مردم و فشار آنها به دولت برای آماده سازی مدارس و دانشگاه ها در واقع خود، مقدمه ایجاد ثروت درحوزه نیروی انسانی بود و اما در این وضعیت روز به روز عطش والدین از یک طرف و ابراز علاقه و جدیت فرزندان آنها برای تحصیل و ورود به دانشگاه ها در دهه 1350 تا امروز مرحله دوم تلاش مردم برای ایجاد ثروت نیروی انسانی در کشور بود.

در این دوران یعنی از ابتدای دهه 1350 تا کنون واقعاً بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان از یک طرف و به همین  گستردگی یعنی والدین این گروه از طرف دیگر و گهگاه با تحمل رنج ها و مشقات در تأمین هزینه های تحصیل، به طور جد همت گماشتند و نتیجه کار، اینست که امروز می بینیم.

پس هم در دوران قبل از دهه 1350 و هم  در دوران بعد از آن خانواده ها گامهای مهمی را برای ایجاد ثروت درحوزه نیروی انسانی برداشتند و تقریباً دولت ها دنباله رو مردم بودند نه پیشتاز و این روند تا امروز یعنی سال 1392 ادامه دارد.

3- از اوائل دهه 1360 که تقریباً نیروهای فرهیخته و دانش آموخته به تدریج واحدهای صنعتی و کشاورزی، حوزه بیمارستانی و درمانگاه ها و ... را اشباع می کرد، متأسفانه دولت ها نتوانستند (نه اینکه نخواستند) متناسب با روند رو به رشد تحصیلات عالیه در داخل و خارج از کشور، این نیروی عظیم و رو به ازدیاد جوانان تحصیل کرده را سامان دهی کنند.

یادم هست حدود سال 1364 تا 1366 که رئیس هیئت مدیره یک شرکت بزرگ پیمانکاری در حوزه برق و تأسیسات بودم، وقتی برای استخدام نگهبان آگهی روزنامه دادیم از حدود 100 نفر که متقاضی بودند و فرم های مربوطه را تکمیل کردند نزدیک به 40 نفر آنها دارای تحصیلات دیپلم و حدود 5 نفر یعنی 5% متقاضیان دارای مدرک لیسانس بودند.

از همان سال 1365 متوجه شدم که در کشور رخداد فاجعه آمیزی درجریان است و آن مواجه شدن با خیل عظیم دانش آموختگان بیکار در دهه 60 به بعد. یعنی الان که دهه 90 می باشد جداً مواجه بودن با سیل عظیم تحصیل کردگان دانشگاهی بیکار برای ملت و دولت ایران نگران کننده و بلکه فاجعه بار است.

4- در سال 1386 گزارش مبسوطی درخصوص «ارزیابی دانش آموختگان در بازار کارآفرینی و اشتغال» تنظیم کرده و به وزیر کار و امور اجتماعی وقت جناب آقای دکتر سید صفدر حسینی دادم. در آن موقع من هم مشاور ریاست سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور و هم مشاور وزیر کار و امور اجتماعی در حوزه کارآفرینی و اشتغال بودم. اما کار یک اقدام جمعی و حاصل تلاش چهار نفر از جمله خود و سه نفر دیگر بود. (می توانید این گزارش را در لینکی که در پایان همین یادداشت اعلام می گردد، مشاهده بفرمائید.)

علی رغم هشدارها و اطلاع رسانی های گسترده ای که از طرق مختلف به دولت مردان و حتی رهبری محترم جمهوری اسلامی داده شد، متأسفانه روز به روز دولت دراین خصوص یعنی مدیریت جماعت عظیم دانش آموختگان در رشته های مختلف دانشگاهی، ناکارآمدی خود را نشان داد و از این رو سیل مهاجرت نیروی تحصیل کرده و نخبه که از اواخر دهه 1350 با شیب ملایمی شروع شده بود، با روند روز افزونی تاکنون ادامه پیدا کرده است.

5- در واقع چنانچه بخواهیم جمع بندی ابتدایی از موضوع داشته باشیم، اینکه:

مردم و خانواده ها با تحمل فشارهای فراوان و بعضی کارِ بیش از حد معمول و حذف تفریحات و حتی عدم تأمین دارو و درمان و خورد و خوراک و مسکن مکفی خود، روی نسل جدید یعنی فرزندان خویش برای رساندن آنها به مدارج عالی علمی و تحصیلی، گذشت و فداکاری درخورِ تحسینی را از خود نشان دادند.

بنده از نزدیک افراد زیادی را می شناسم که برای تأمین نیازهای تحصیل فرزندان خود همه ازخود گذشتگی های پیش گفته را انجام می دهند. اما دولت ها نه تنها در مدیریت و تأمین شغل مناسب برای این سرمایه های عظیم انسانی، روز به روز عقبگرد داشته بلکه موجب فرار مغزها و هجوم دانش آموختگان برای مهاجرت به کشورهای پیشرفته و یا حتی کشورهای درحال پیشرفت شده است.

دوستم که در سوئد زندگی می کند می گفت با به دنیا آمدن یک نوزاد، دولت هزینه های آن را تا سن قانونی به والدین و پس از آن درصورت ادامه تحصیل به خود فرد پرداخت می کند و به محض فارغ التحصیل شدن از دانشگاه به طور 100 درصد وارد بازار کار می شوند. اما در ایران اولاً همه هزینه ها از ابتدایی تا پایان تحصیلات دانشگاهی را خانواده ها تقبل و پرداخت می کنند و آن کاری هم که دولت باید انجام دهد یعنی مدیریت این سرمایه های ملی، با کمال تأسف انجام نمی شود یعنی بکارگیری دانش آموختگان در مشاغل متناسب با تحصیل آنها.

در واقع کشورهای پیشرفته امثال کشوری که مثال زدم (سوئد) در ایجاد ثروت، هم در مرحله اول یعنی تأمین هزینه های تحصیل فرزندانشان چیزی کم نمی گذارند و هم وظیفه دومشان که همان جذب نیروهای تحصیل کرده است را به نحو شایسته انجام می دهند. اما در ایران فاز اول ایجاد این ثروت عظیم ملی یعنی تأمین مخارج تحصیل فرزندان از ابتدایی تا پایان مقطع کارشناسی و حتی بعضاً دکترا به عهده خانواده هاست.

در دنیای امروز دولت ها در کشورهای پیشرفته معمولاً کارهایی را که مردم از عهده انجام آن عاجزند، انجام می دهند یعنی چون  دولت ها متوجه هستند که تأمین هزینه های تحصیلی فرزندان برای خانواده ها کار مشکلی است، دست به کار شده اند.

6- در یادداشتی که اخیراً منتشر کردم تقریباً هر فردی که در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل می شود یعنی با محاسبه سرانه ای که آن فرد از استفاده زیرساخت های فراهم شده مثل آب – برق – گاز – فرودگاه ها – اتوبان ها – مترو و ... و هزینه ای که خانواده ها می پردازند، حدود یک میلیارد تومان هزینه می شود تا فرد در یک رشته دانشگاهی و در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شود یعنی بین 350 تا 400 هزار دلار. چنانچه حدوداً در دهه 90 در هر سال 800 هزار نفر فارغ التحصیل دوره کارشناسی داشته باشیم در واقع 800 میلیارد تومان سرمایه را که مردم با خون دل فراهم کرده اند، باید جویای کار باشند!!

البته متوجه نشدیم وقتی آقای دکتر فرجی دانا وزیر محترم علوم، تحقیقات و فن آوری گفته اند 150 هزار نفر نخبه یعنی 150 میلیارد دلار بر چه مبنایی محاسبه کرده اند، لکن چون به طور قطع ایشان حرف بی حساب نمی زنند، چنانچه 150 هزار نفر از 800 هزار نفر، واقعاً نخبه و نابغه باشند، جمع این عدد و سرمایه ایجاد شده برای آن حدود 785 هزار نفر، یک عدد نجومی می شود که اکثر آنها یا در داخل عاطل و باطل می مانند و یا دنبال کشوری میگردند تا به آنجا بروند و این ثروت عظیم ملی را با خود دو دستی و تمام و کمال تقدیم کشور مقصد کنند. محاسباتی که در یادداشتی به نام «ضرورتسرمایه گذاری خارجی در کشورها» منتشر کردم در آمریکا عدد خالص هزینه 86400 دلار برای هر نفر تا دیپلم و 58800 دلار برای هر نفر تا مقطع لیسانس می باشد. البته باید 122700 دلار سرمایه گذاری شود تا تجهیزات لازم برای ایجاد شغلی متوسط مهیا شود. زیربنای اجتماعی مانند راه و فرودگاه و ... به ازای هر نفر حدود 210.000 دلار دیگر می خواهد. این اعداد و ارقام را که جمع کنیم می بینیم چیزی نزدیک به 400.000 دلار لازم است تا هر آمریکایی دوره های کودکی و نوجوانی را بگذارند و به سن کار و اشتغال برسد.

اینکه گفتم عدد خالص یعنی چنانچه یا خانواده یا خود فرد در مقاطعی وامی را برای این امور از مراجع ذیربط با بهره نزدیک به 30% گرفته باشد و با درنظر گرفتن ارزش افزوده ای که چنانچه این پول بجای هزینه تحصیل فرزندان صرف کار دیگری می شد را محاسبه کنیم تقریباً به همان عدد آقای دکتر فرجی دانا می رسیم.

صادرات نفت ما در بهترین شرایط در سال 88 مبلغ 70 میلیارد دلار بوده است. کل بودجه کشور در سال 1393 معادل حدود 70 میلیارد دلار می باشد. آن وقت سالانه حدود 150 میلیارد دلار سرمایه ایجاد شده توسط ملت و دولت در جریان خروج از کشور است.

(ارائه پیشنهادهای حل معضل فوق در بخش بعدی)

ادامه دارد ...

والسلام

مدیریت وبسایت – 18 بهمن 1392

توضیح و ضمیمه مقاله :

فرجی دانا: وزیر علوم-تحقیقات و فناوری

خسارت ایران از مهاجرت مغزها: 450,000,000,000,000 تومان در هر سال

دانش > دانش‌های بنیادی - وزیر علوم، تحقیقات و فناوری آمار خروج نخبگان از کشور را 150 هزار نفر در سال عنوان کرد و گفت: با مهاجرت مغزها سالانه 150 میلیارد دلار به دیگر کشورها کمک می کنیم.
 

ایرنا نوشت:

رضا فرجی دانا روز سه شنبه در مراسم تجلیل از نفرات برتر هجدهمین المپیاد علمی دانشجویی کشور سال 1392 اظهار داشت: با محاسبات دهه 70 تربیت یک نفر نخبه برای ما یک میلیون دلار هزینه دارد.

وی فرار مغزها را بزرگترین خسارت کشورهای در حال توسعه در عصر حاضر توصیف کرد و گفت: ما با تحصیل فرزندان ایران در خارج کشور برای کسب علم مخالف نیستیم و همه ما مرحله ای از زندگیمان را در غربت به سر بردیم تا بتوانیم به آب و خاک میهن خدمت کنیم.

وزیر علوم ادامه داد: باید دید نخبگانی که برای کسب دانش روز دنیا به خارج رفته اند اگر شرایط برای برگشت آنها فراهم نبود کشور چه خسارتی را تحمل خواهد کرد.

فرجی دانا بر ضرورت فراهم شدن زیر ساخت های مهم به منظور بازگشت نخبگان به کشور تاکید کرد و گفت: در شرایطی که کل بودجه دولتی ما 192 هزار میلیارد تومان و معادل 70 میلیارد دلار است با مهاجرت مغزها 150 میلیارد دلار به دنیا کمک می کنیم.

وی به تلاش کشور چین برای بازگشت نخبگان خود از کشور آمریکا به عنوان نمونه ای موفق اشاره کرد و گفت: کشور چین با 1.5 میلیارد نفر جمعیت حرکتی را آغاز کرده که با سه یا چهار برابر کردن پیشنهادهای کاری، نخبگان خود را از آمریکا به چین برمی گرداند اما ما فقط نظاره گر خروج نخبگان از کشور هستیم.

وزیر علوم به گلایه مادر یکی از برگزیدگان جشنواره جوان خوارزمی مبنی بر تبعیض میان مدال آوران ورزشی و علمی اشاره کرد و اظهار داشت: مادر این جوان مخترع گلایه داشت که چرا مدال آوران عرصه های بین المللی ورزشی از تشویق های مادی زیادی بهره مند می شوند اما هیچ گونه حمایت مادی برای جوانان نخبه پیش بینی نمی شود.

فرجی دانا با بیان اینکه تبعیض از چشم تیز جوانان ما پوشیده نمی ماند، تصریح کرد که اگر در کشور شرایط اقتصادی دشوار است باید همگان این وضعیت را درک کنند و اگر شعب ابی طالبی وجود دارد پیامبر در کنار یارانش به سر می برد نه اینکه افرادی در تنعم باشند و دیگران را به صبر و تحمل دعوت کنند.

منبع ضمیمه: وبسایت خبرآنلاین

Share this post