مقاله ها

پرینت

ضرورت تشکیل و فعالیت سازمانهای مردم نهاد (NGOها)

نوشته شده توسط محمدعلی اثنی عشری on . Posted in بدون مجموعه

Share this post

ضرورت تشکیل و فعالیت های مردم نهاد (NGOها) :

1- تقریباً بعد از پذیرش قطعنامه در دفاع  مقدس، مردم ایران، اندیشمندان، فرهیختگان و دلسوزان کشور مدام بر یک نکته مهم و آنهم بحث کوچک شدن دولت و واگذاری امور به مردم و ... پافشاری کرده و می کنند. همیشه در حدود 25 سال گذشته بارها و بارها به این موضوع اشاره شده است. به نظر می رسد جز در دولت 8 ساله آقای خاتمی که حقیقتاً به این موضوع اعتقاد داشتند، و آمار زیاد صدور مجوزهای مردم نهاد حاکی از صحت این مدعاست، بقیه دولت ها و بطور مشخص دولت 8 ساله آقای هاشمی و دولت آقای احمدی نژاد، اعتقادی به این موضوع نداشتند.

دولت آقای روحانی مدام به دانشگاهیان و مردم می گوید چرا خاموش هستید و در صحنه نیستید و از مردم توقع دارند که باید فلان کار را بکنند و دانشگاهیان این کار و آن کار را انجام بدهند و .... ولی متأسفانه رئیس جمهور محترم با انتخاب آقای رحمانی فضلی به سمت وزارت کشور نشان دادند که اعتقادی تشکل های مردمی ندارند. بهمان اندازه که دولت و وزارت خارجه و آقای ظریف در صحنه بین المللی خوب عمل کرده و می کند و واقعاً آقای روحانی راست می گوید «دیوار تحریم ها ترک خورده و چشم انداز خوبی فرا روی مردم ایران است» ولی درست به همان اندازه وزارت کشور و آقای رحمانی فضلی بد عمل کرده و می کنند.به نظر می رسد آقای رحمانی فضلی به اهمیت و نقش احزاب و سازمان های مردم نهاد اعتقاد ندارد. {jcomments on}  

جناب روحانی، اینکه مدام می فرمائید مردم باید همه کارها را بکنند! چطوری ؟ مگر نه اینست که بسیج مردم، تشکیلات و سازمان می خواهد. شنیدم در یک جلسه ای استاندار شما آقای زرگر خطاب به آقای تهرانی و دوستان ایشان که جانباز دفاع مقدس و مدتی معاون سیاسی استانداری استان اصفهان بوده گفته است ما از کسانیکه همنشینی – همکاری – عضویت و فعالیت در احزاب و گروهها و انجمن ها و ... داشته اند، استفاده نمی کنیم و علی الظاهر بعنوان یک سیاست کاری از جناب شخص وزیر و وزارت کشور مطرح کرده اند. معنی این حرف این است که وزارت کشور برای انتصاب مسئولین و استانداران و فرمانداران و ... به دنبال افرادی می گردد که کاملاً خنثی و حزب باد باشند.

آقای رحمانی فضلی، شما اشکالات زیادی در کارتان هست که به تدریج و در فرصت های مناسب به آنها می پردازیم، اما این سیاست گذاری شما اگر درست باشد، خیلی عقب افتاده – مسخره و نابجاست. آوردن افراد خنثی که بهیچ وجه با جریانات سیاسی و احزاب و گروه ها و جمعیت ها، همکاری – نسبت – عضویت و ... نداشته باشند ، یعنی اینکه علی القاعده برای پست ها و مسئولیت های فرمانداری – استانداری و... باید دنبال افراد بی بوته بگردند (گفتم بلا نسبت بعضی از این مسئولین). مگر می شود کسی مسئولیت و هواداری و همکاری با هیچ گروه و جریانی را در کارنامه خویش نداشته باشد و بتواند در چنین پست های و مسئولیت هایی فعالیت کند؟!

2- به صراحت متذکر می شوم عمده مسئولیت های ناشی از نرسیدن کمک های فوری و جدی به خانوارهایی که در چند استان کشور که دچار برف و سرمای فلج کننده شده اند، با وزارت کشور است چرا که یا باید یک قدرت خارق العاده و قوی می داشت تا بتواند از عهده چنین کاری بر می آمد و یا بایستی آنقدر به NGO  ها و سازمان های مردم نهاد مجوز می دادند و حمایت و راه اندازی می کردند تا آنها هم وارد صحنه عمل می شدند. هشت سال دولت آقای هاشمی و 8 سال دولت آقای احمدی نژاد حرفی از مردم سالاری و جامعه مدنی نبود. الان هم نیست. جامعه مدنی بدین معنی که جوانان، کارگران، کارفرمایان، خیرین، امداد رسانان داوطلب، طرفداران محیط زیست، جمعیت ها، گروهها و احزاب در همه امور روستا و شهر و شهرستان و کشور دخیل باشند و تا چراغ این نهادهای مدنی روشن نشود، افراد همچنان،  دانشگاه ها، مدارس، اصناف، کارگران، صنعت گران، کارفرمایان و ... خاموشند.

در همین ماجرای برف سنگین و سرمای فلج کننده در چند استان اگر دهها و صدها حزب و گروه و سازمان های مردم نهاد (سازمان یافته که دولت هم به آنها کمک می کرد)، داشتیم قطعاً میزان تلفات و خسارات کمتر و ساماندهی اوضاع خانوارهای گرفتار شده در برف و کولاک تقلیل می یافت.

آقایان بروند تحقیق کنند در زلزله سال 1356 طبس با اینکه جمعیت ها و فعالین دانشجویی از نظر حکومت فاسد پهلوی همیشه مورد مزاحمت و کارشکنی بودند، بپرسند که از چند دانشگاه، فقط کمک های دانشحویان و اساتید چقدر بود؟ کجا رفت آن همکاری و همدلی و چه کسانی آنهمه دلسوزی و گذشت را از اقشار مختلف جامعه گرفتند؟ تا زمانی که دولت بسیاری از امور را به دست سازمان های مردم نهاد نسپارد همین آش است و همین کاسه. و البته آنهایی که با میدان دادن به NGOها مخالفند، می ترسند چون فکر می کنند خوب اینها در انتخابات  شورای شهر و روستا، مجلس، ریاست جمهوری و ... تأثیر گذار می شوند. خوب بشوند!! بگذارید در جریان انتخابات هم نظر بدهند و هم حضور داشته باشند و هم اگر مردم آنها را تأیید کردند، مسئولیت بگیرند. تا مادام که دولت به این نتیجه نرسد که امور را به مردم واگذار کند، مسلماً به هیچ یک از اهداف موردنظر مردم نخواهیم رسید.

در جای دیگر نوشته ام نزدیک به 80 درصد اقتصاد ما دولتی است. یعنی چه؟ کشاورزی و صنعت و معدن هم همینطور است. بنده به لحاظ اینکه دانشجوی کنجکاوی بودم طی سفری که در سن 22 سالگی در سال 60 به همراه هیئتی به ژاپن رفتم از افراد سفارت خانه و یکی دو مترجم که از همراهان بودند، در توکیو پرسیدم کارکنان توانیر اینجا یعنی اداره برق چند هزار نفر هستند؟ طرف خندید و گفت: جمع کارکنان دولتی وزارت نیرو و انرژی ژاپن به 500 نفر نمی رسد!! گفتم مگر می شود؟ گفت: چون همه کارها را بخش خصوصی می کند!! از اداره آب پرسیدم همین را گفت از پست و مخابرات پرسیدم همین جواب را داد.

در دنیای امروز پذیرفته شده است که غیر از آموزش و پرورش و بهداشت، بقیه کارها را می توان به دستان با کفایت مردم و شرکت ها و جمعیت ها و نهادهای غیردولتی سپرد. البته بنده معتقدم حتی آموزش و پرورش و بهداشت هم می تواند به بخش خصوصی واگذار گردد و مسلماً اگر چنین بودجه کلان بجای اینکه  دست دولت باشد به دست آنان داده می شد چه بسا خیلی بهتر از دولت، امور، اداره می گشت. بعبارتی هرچه دولت کوچکتر و بخش های خصوصی و جمعیت و تشکیلات مردم نهاد بزرگتر و فراگیر باشد، راندمان کار بیشتر و بهتر می گردد و بعید می دانم این دولت و این وزیر کشور، معتقد به چنین موضوع مهمی باشند و گام های اساسی و البته حتی ابتدایی، در این راه بردارند!.

بعنوان مثال راه اندازی هئیت های حل اختلاف که توسط شخص آقای شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه ایجاد گردید، بسیار کار با ارزشی بود. ببینید چقدر کارها  با بودجه و امکانات کم در سراسر کشور در حال انجام می باشد. و یا کار بزرگ دیگری که در دولت آقای خاتمی صورت پذیرفت، تشکیل شوراهای شهر و روستا بود و  اگر این روند تا امروز ادامه پیدا می کرد، یعنی از زمان ریاست آقای هاشمی شاهرودی در قوه قضائیه و دولت آقای خاتمی تاکنون این شبکه ها و نهادهای اجتماعی و صنفی رو به گسترش می بود و دولت عمدتاً سیاستگذاری و نظارت می کرد، اوضاع خیلی بهتر بود ولی افسوس که نشد و نمی شود.