پرینت

پژوهشی در نظریۀ ارزش – کار

نوشته شده توسط رونالد میک مترجم: م. سوداگر on . Posted in کتب و نشریات

Share this post

پژوهشی در نظریۀ ارزش – کار

نویسنده: رونالد میک

مترجم: م. سوداگر

انتشارات: موسسه تحقیقات اقتصادی و اجتماعی پازند

چاپ اول – شهریور 58

طبق نظر اقتصاد دانهای کلاسیک، وظیفه اصلی نظریۀ ارزش این بود که توضیح دهد چه چیز «قدرت خرید کالاهای دیگر را» تعیین می کند، قدرت خریدی که داشتن یک کالای ویژه معمولاً به دارندۀ آن می دهد. مراد از «معمولاً» سلطه رقابت آزاد بود و همچنین گفته می شد که کالاها در رقابت آزاد و در دوره ای طولانی «معمولا» به فروش به بهایی گرایش دارند که تقریباً برابر با هزینۀ تولید آن منجمله نرخ سود عادی می باشد، اگر چه ممکن است انحرافاتی موقتی از این بهای «معمولی» یا طبیعی بر اثر نوسانات عرضه و تقاضا بوجود آید. این بهای «معمولی» برابر با هزینۀ تولید به شمار می رفت و بیان پولی ارزش کالا تلقی می شد.

 

امروز اکثر اقتصاد دانهای غربی محتملاً حاضر به قبول چنین تعریفی از ارزش نیستند. اما برای بیشتر آنها به ویژه اگر طبق سنت مارشال تربیت شده باشند، چنین تعریفی لااقل ذاتاً نامعقول به نظر نمی رسد. در واقع هنوز هم آن قدر معقول می نماید که احتمالاً فراموش می شود که هر یک از وجوه متعددی که این نظریه از آنها تشکیل شده است، از طرف اقتصاددانان کلاسیک اولیه به دست آمده است. اولین منظور فصل حاضر توصیف و توضیح تحول تدریجی چنین شیوه نگرشی، به ارزش، باتوجه به خاص به قرن قبل از انتشار کتاب ثروت ملل آدام اسمیت می باشد.

آنچه برای بسیاری از اقتصاد دانهای غربی نامعقول به نظر می آید، تأکید فراوان اقتصاد سیاسی کلاسیک روی نقش کار و خودداری سرسختانه از شناسائی مقام تعیین کننده تقاضا و مطلوبیت در تعیین ارزش است. لیکن نظریه ارزش – کار یک رشد ناگهانی نداشت. تکامل آن هماهنگ مفاهیمی که من هم اکنون بدان اشاره کردم، ادامه یافت.

دومین منظور این فصل بیان بینشی است که نظریه ارزش را به وجود آورده و همچنین توضیح ارتباط تاریخی آن با این مفاهیم می باشد.

{jcomments on}

 

Share this post